قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2465
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال چهار صد و شصت و ششم از رحلت خير البشر از جمله وقايع اين سال آنكه در ماه صفر خليفه ، المقتدى بامر اللّه ، فخر الدّوله بن جهير « 1 » را از وزارت خود عزل كرد . گويا حقّ ، سبحانه و تعالى ، مىخواست كه ايشان را به مرتبهاى بلندتر از وزارت خليفه ، المقتدى بامر اللّه ، [ 291 ب ] رساند ؛ چه ، در همان روز كه ايشان از وزارت خليفه معزول شدند ، از اصفهان كس سلطان ملكشاه به طلب بنى جهير رسيد . بنابراين ، بنى جهير بتمامه با اهل و عيال خود از بغداد متوجّه ملازمت سلطان ملكشاه شدند . و چون به شرف بساطبوسى سلطان مشرّف شدند به انواع عواطف خسروانه و اصناف الطاف پادشاهانه سرافراز گشته در مجلس اوّل منشور ايالت ديار بكر از ديوان سلطان ملكشاه به اسم فخر الدّولة بن جهير عزّ صدور يافت و سلطان ملكشاه جميع اسباب سلطنت به فخر الدّوله عنايت فرموده با لشكرى انبوه او را به جانب ديار بكر فرستاد تا آن ولايت را از دست بنى نصر بن مروان « 2 » انتزاع نموده در حيطهء تصرّف خود درآورد . و فرمود كه بعد از اخذ آن ولايت بايد كه سكّه و خطبه به نام خود كنى . و تفاصيل محاربات بنى جهير با بنى مروان عنقريب در سنوات خود مذكور خواهد شد . ان شاء اللّه تعالى .
--> ( 1 ) . جهير را بايد به فتح اوّل و بر وزن صغير خواند ، و اينكه سمعانى آن را مصغّرا و بر وزن زبير ضبط كرده است ، ظاهرا دچار غلط و اشتباه گرديده و ابن خلّكان آن را مردود شمرده است ؛ - هندوشاه ، تجارب السّلف ، ص 238 تعليقه مرحوم قاضى طباطبايى . ( 2 ) . دودمان كردى بودند كه از ديرباز در ديار بكر استقرار يافته بودند . علّت اقدام ملكشاه به انهدام اساس اين دودمان ، علاوهبر تلقين جاهطلبيها و خيالات شخصى ابن جهير بر ملكشاه و نظام الملك ، نفوذ بلاترديد سلسلهء فاطمى مصر بر اين ناحيه بود . درخصوص اخبار صاحب ترجمه ؛ - ابن خلّكان ، وفيات الأعيان ، ج 1 ، ص 159 ، چاپ محيى الدّين عبد الحميد .